
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 15:0  توسط علی محمدی
|
آورده اند که روزی کبوتری در آینه تصویر آب دیدخودرا به آب زد ناگاه در خانه شکسته تصویرجان سپرد


باز هم از راه رسید
روز فریاد درد نان
روز مطالبه،روزی بی ثمر همچون دیگر روزها .
فردا فراموش می شود و بازهم درد نان می ماند و کارگری به دنبال روزی .

خواهم رفت،گرچه بسته پایم
افق های روشن، مال من است . آسمان آبی وزمین پاک میزبان من است . پرواز در بی نهایت .