+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 0:28  توسط علی محمدی
|
آورده اند که روزی کبوتری در آینه تصویر آب دیدخودرا به آب زد ناگاه در خانه شکسته تصویرجان سپرد

عکس از : ساتیار امامی
پرواز را به خاطر بسپار
... پرنده رفتني است
پرواز را از پس لنزهاي دوربينش در بين محرومان و خستگان ديار فراموشي تجربه كرد و عشق را هم آن جا آموخت ...
دست تقدير چه بيخبر از روياها و آرزوها
سرنوشت را طوري رقم ميزند كه از آدمها چيزي جز خاطره بر ياد نميماند..
انسانها چه به راحتي افسانه ميشوند حتي با پاياني تلخ!
آسمان دل ما باراني است
چشمان خيس و بغضهاي گلو ديگر چه چيزي براي گفتن ميتوانند داشته باشند جز حسرت از فراغ دوست!
تا نگاه ميكني وقت رفتن است....
غريبانه از ميان ما رفتند و "ارجعي الي ربك" را لبيك گفتند.
روحشان شاد و يادشان گرامي باد. ............ .